کارگران در حال کار هستند

نمی دونم این ویژگی ذاتی ما آدم هاست یا از محیط کسب کردیم که برای انجام بعضی کارها منتظریم یه اتفاق خاص بیوفته. مشهودترین مثال این داستان، شروع از شنبه است و البته فاجعه بارترین این اتفاق هم این می تونه باشه که اگه سکه رو لبه وایستاد کاری رو شروع کنیم. در هر صورت گاهی منتظریم تا استارت یه کار رو بزنیم. واسه همین تصمیم گرفتم برای شروع یه بهونه پیدا کنم که خودم رو قانع کنم باید تو این تایم، کاری رو انجام بدم. داستان به این جا رسید و من این پنج شنبه رو برای شروع انتخاب کردم.

حالا چرا؟! چون ماه مبارک رمضان شروع میشه. به نظرم هر کسی با هر عقیده ای می تونه این تایم رو برای شروع انتخاب کنه. بعضی ها متعتقدند مهمون خدا هستند و در حضور خدا شرمشون میشه بهترین نباشند واسه همین تلاش می کنند برای بهتر کردن خودشون. بعضی ها که شاید اعتقاد کم رنگ تری دارند میگن یه حس و انرژی خوبی تو این ماه هست که می تونه واسه خودسازی زمان مناسبی باشه. در آخر کسانی که اعتقاد ندارن، حداقل با گروه انسان هایی که حالا با اعتقادات دیگه ای تو مسیر خودسازی هستند، می تونن همراه بشن و یه حرکت جمعی بزرگ انجام بدن.

سوال بعدی اینه که قراره چی کار کنم؟! قرار نیست آپولو هوا کنم یا مثل سوپرمن پرواز کنم. قراره تلاش کنم با تمام ظرفیتم یه ماه بعد بهتر از الانم باشم. این بهتر بودن تو هر چی می تونه معنی داشته باشه. ممکنه دلم بخواد آدم بهتری باشم و اون خصلت های بدم رو ترک کنم. ممکنه دلم بخواد آدم موفق تری باشم و تو زمینه کاری سعی کنم پرتلاش تر و جدی تر کار کنم. ممکنه دلم بخواد لاغرتر یا حتی سالم تر باشم و سعی کنم مراقب خورد و خوراکم باشم و بیشتر ورزش کنم. و یا ممکنه هر چیز دیگه ای رو به عنوان هدفم انتخاب کنم. تنها نکته اش برای من اینه که احساس کنم بعد از این مدت نسبت به خودم پیشرفت کردم. برای همین تا یک ماه، باید تابلو کارگران در حال کار هستند، سر در شخصیت خودم بزنم.

شاید این به ذهن برسه که مسخره بازیه یا شایدم یه نمایش؟! شاید برای کسی این ذهنیت ها ایجاد بشه اما برای من نه! وقتی یه بار این کار رو تو بهمن واسه چهل روز انجام دادم، بعدش واقعا احساس خوبی داشتم و نسبت به روز اول پیشرفتم رو به چشم می دیدم. حتی چون نمی خواستم این قضیه حالت شوآف پیدا کنه، از جزئیاتش چیزی نگفتم اما چالش های حرفه ای رو برای هر روز در نظر می گرفتم و در آخر با امتیاز دادن به خودم، اراده ام و از همه مهمتر صداقت خودم رو محک می زدم.

چرا این پست رو می نویسم؟! یکی از دلایلش اینه که وقتی کسی می دونه داری چی کار می کنی یه فشار اجتماعی رو خودت احساس می کنی که باید اون کار رو انجام بدی. می دونی بعدش قراره قضاوت بشی به ویژه از طرف دوستان نزدیکت. دلیل دیگه اش اینه که به نظرم وقتی کار خوبی انجام دادم که ازش نتیجه خوبی گرفتم رو باید اعلام کنم. این که من تمام جوانبش رو میگم باعث میشه که اولا خودم هم مرور کنم و برای بعدها سند خوبی برای خودسازی خودم داشته باشم و بعد اگر کسی هم همچین تصمیمی بگیره، هیجان انگیزه که احساس کنی چند نفر با هم دارید واسه بهتر شدن می جنگید.

اگر تصمیم گرفتید این حرکت رو شروع کنید، توصیه می کنم به این سایت یه سری بزنید. کل این روند رو براتون هیجان انگیز و جذاب می کنه. به خصوص اگر تصمیم بگیرید چند نفری با هم این کار رو شروع کنید، هیجان رقابتش دلچسب ترش می کنه:

https://www.superbetter.com/

در آخر این که، برای بهتر بودن مبارزه کن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *