دنیا رنگ خاکستری را بیشتر دیده است

معمولا ما بچه های کامپیوتر به منطق دودویی علاقه زیادی داریم.  منطقی که از ۰ و ۱ ، آره و نه ، حتی سیاه و سفید حرف می زنه. مطلق گرایی مفرطمون حتی گاهی تو دنیای مجازی هم جواب نمیده چه بزسه به دنیای پیچیده ی واقعی که بزرگترین چیز نامعینش آدم های اون هستن.

واقعیت اینه که ما از روی تنبلی به این منطق رو آوردیم چون اگر غیر این باشه کارمون خیلی سخت میشه. پناه آوردیم به چیزی که حقیقت نداره و با یه چیز موهومی شروع به برچسب زدن می کنیم. کجا؟! دقیقا از زمان مدرسه. وقتی خوب ها و بدها رو تخته سیاه مدرسه مون می نوشتیم و دوستان و هم کلاسیامون رو به دو دسته تقسیم می کردیم. البته بعدتر ورژن های پیشرفته تر هم داشتیم. مثلا عالی ها!!! یا ستاره دارها! از اون جا بود که یاد گرفتیم بر اساس تنها یه رفتار، برچسب بزنیم. فلانی چون این کار رو کرد خوبه، اما بهمانی چون این کار رو انجام داد بده. در حالی که همه ما می دونستیم ممکنه اون شخص آدم خوبی باشه و فقط یه کار اشتباه انجام داده باشه و بالعکس. البته این نکته ای نبود که معلمی که تازه از در می رسه بهش فکر کنه و بر اساس اون چیزی که می دید قضاوت می کرد.

کاری به دوران مدرسه ندارم. چون نه درگیرشم نه معلمش. اما این مثالی بود از معضلی که تو جامعه خودم می بینم. ما هنوز هم به عادت بچگی به آدم ها برچسب می زنیم. مثل همون مبصری شدیم که سریع خوب ها و بدها رو نوشته و به راحتی همه رو قضاوت کرده. طرف رو کلا یه بار دیدیم و از روی تنها یه رفتار حکم میدیم. بعد هم با تکنیک جالب غیبت، روی تخته سیاه جلوی روی همه می نویسیم تا از این به بعد آدم ها هم به همون شکل طرف رو ببینن. یا یه تصویر سیاه ازش به تصویر می کشیم یا یه قدیس سفید. اما آیا واقعیت اینه؟ نه تنها با یه رفتار رو ذات آدما نمیشه قضاوت کرد، بلکه حتی سیاه و سفیدی هم وجود نداره.

بیاین یه بازی با هم انجام بدیم. یه آدم سفید و یه آدم سیاه معرفی کنیم.

.

.

.

سخته نه؟! نشدنیه؟! درسته، نشدنیه چون هیچ آدم مطلقی تو دنیای ما وجود نداره و همه روی طیفی از خاکستری وایستادیم. حالا بعضیا خاکستری روشن، بعضی ها خاکستری تیره.

وقتی با فلسفه ی آدم های خاکستری به زندگی نگاه کنی، خیلی آروم میشی. چون وقتی بدی می بینی از آدم های نزدیکت، با خودت میگی یه کم ناخالصی مشکی قاطیش شده که تو همه ی ما وجود داره. وقتی می خوای کسی رو معرفی کنی بیشتر حواست رو جمع می کنی که نه یه تصویر سیاه از پرتره واقعیش بکشی نه یه تصویر کاملا سفید و شفاف. چون می دونی هیچ کدوم واقعی نیست.

من هم یک آدم خاکستریم. نه واسه اثبات سیاهی من، تلاش کن نه من واسه اثبات سفیدی می جنگم. من رو به همین رنگ خاکستری بپذیر…

۲ نظر

نظر بدهید