دنیای دخترهای جامعه من

به بهانه ی پادکست بی نام این هفته، راجع به حضور بانوان در عرصه هایی که تا الان کمرنگ بودن، تصمیم گرفتم امروز این پست رو بنویسم. می خوام مرور کنم تجربیاتم رو به عنوان دختری که به عرصه هایی سرک کشیده که از نظر بیشتر مردم، برای مرداست و در واقع حتی با بعضی تعاریف، ورود غیرمجازه. البته این تجربیات اکثرا بی طرفانه است و در بعضی موارد گل به خودی هم محسوب میشه!

همون طور که تو یه پست راجع به گذشته توضیح دادم، از ابتدا می دونستم من دختری نیستم که بشینم خونه و منتظر باشم که شاهزاده سوار بر اسب سفید من بیاد و من رو به قصر رویاییم ببره. هر چند موافق این روایت دنیای جدید هم نیستم که من قصر رویایی رو برای پسرکی بسازم که قراره ادای عاشق پیشه ها رو در بیاره. بلکه دیدگاه درست و قشنگ شاید این باشه که دو نفر قراره با هم زندگی رو بسازن و توش احساس خوش بختی کنن.

بگذریم، برگردیم به موضوع اصلی…
از اولش شروع می کنم، از اون جایی که از بحث های خاله زنکی دخترونه منتفر بودم. اکثرا تو فامیل از جمع های دخترونه فاصله می گرفتم چون داغترین موضوعاتش یا مد و فشن بود یا اون پسره یا هم غیبت فلانی!!! اما اکثرا تو پسرا یا حرف هایی زده میشد که ارزش شنیدن داشت و یا به سرگرمی های دلچسب می گذشت. در کل یا لذت بود یا دونستن و واسه همین حس نمی کردی داری دقیقه هاتو آتیش می کشی…

بعد می رسیم به مدرسه. دبیرستان بودم که معلم ما می گفت که دخترا چند تا گل عقبند… اون زمان حرفش برام بی مفهوم بود اما الان می فهمم چی میگه… یه چیزایی که واسه پسرا یه حق طبیعیه یه دختر باید برای به دست آوردنش بجنگه و این باعث میشه دختر بودن سخت بشه! مثلا مسلما شما هم دیدید جاهایی رو که نداشتن خانم تو محیط کارشون رو عامل موفقیتشون می دونن! این دیدگاه جامعه ماست!!!

بعد از اون، نوبت به بیرون رفتن هایی میشه که هیچ کس باور نمی کرد (هنوزم باور نمی کنه)، یه دختر می تونه جایی غیر از خرید و آرایشگاه و جمع دورهمی و با دوست پسرش باشه! هنوزم بعضی روزا، وقتی میگم از فلان جلسه یا فلان همایش دارم میام، ته مایه ذهنی بعضی ها داستان دیگه ای جریان داره. در کل هم اگه یه پسر از صبح تا شب کار کنه، آدم کاری(!!!) معرفی میشه ولی یه دختر با ۶ ساعت کار در روز باید همون اندازه موفق بشه. چه معنی داره که یه دختر ساعت ۶ جلسه داشته باشه اصلا؟!

نکته بعدی بحث اعتماد به نفسه. قبول که تو این زمینه دخترا هم حتی به اندازه جامعه مقصرن. اما به این فکر کنید که به عنوان یه فرد جامعه شما چه قدر مقصر هستید؟! اگه شما هم به اشتباهات یه پسر، عنوان جایزالخطا رو می دید اما در مقابل اشتباهات یه دختر می خندید، شما هم مقصرید! اگر برای دخترتون همون وظایف و انتظاراتی که برای پسرتون قایل می شید رو در نظر نمی گیرید، شما هم مقصرید! اگر به دخترتون واسه کاری سرکوفت زدید که پسرتون در مقابلش تشویق می گیره، مقصرید! خیلی از این تقصیرها می تونم بشمرم!

مورد بعدی، تحصیلات دانشگاهیه. نمی دونم تو رشته های دیگه چه خبره اما تو رشته آی تی داستان جالبی که هست هیچ کدوم از هم رشته ای های من به این رشته علاقه نداشتن. اومدن آی تی خوندن چون ترازشون به رشته های با کلاس مد نظرشون نرسیده و صرفا اومدن که با مدرک لیسانس بتونن مهریه سنگین تری بگیرن و جلو دخترهای فامیل دوماد کم نیارن. وقتی هم حرف از نوشتن تمرین برنامه نویسی می شد، طرف داشت لاک دستش رو فوت می کرد که زودتر به قرارش با دوست پسرش برسه. البته شایدم تقصیر اون اطرافیانی باشه که یه سال یه دختر پشت کنکور بمونه شروع می کنن حرف در آوردن که چرا شوهر نمی کنه (هر چند این قضیه از زمان ۱۸ سالگی دختر تا زمان ازدواجش بدون وقفه تکرار میشه!)

می رسیم به محیط کار. جایی که به راحتی روش می تونم مانور بدم. یه دختر اگه جدی باشه و سنگین برخورد کنه عقب مونده از روابط اجتماعی شمرده میشه و اگه سعی کنه تو محل کار، محیطی دوستانه و صمیمی رو بسازه بهترین حرفی که راجع بهش می زنن جلف و لوس خواهد بود. اگه با همکاراش حرف بزنه، براش حرف در میارن و از اون طرف دختر بیچاره باید آدم های دورو برش رو از چند تا فیلتر بیشتر رد کنه، چون در دروازه رو می شه بست اما در دهن مردم رو نه!

نکته جالبتر داستان این جاست که یه دختر برای کاری که می تونه به تنهایی هم انجام بده باید یه پسر رو معتل خودش کنه چون زشته تنها باشه. مثال روشنش رو تو بحث بازاریابی می بینیم!

از طرفی هم کارفرما جدیشون نمی گیره و میگه ما رو شما دو سال بیشتر حساب نمی کنیم! چون می دونه مرد زندگی اون دختر، یکی از جنس خودشه که به محض ازدواج به بهانه ی غیرت و این حرفا، حق داشتن زندگی اجتماعی زن رو می خواد بگیره و اگه این مانع هم رد بشه، دوران بارداری تیر آخر رو به تمام زحمات یه خانوم در عرصه های شغلی خواهد زد!

حالا عوامل بیرونی به کنار، دخترا حتی از خودشون هم می خورن. اون جایی که یه خانوم نمی تونه کسی رو بالاتر از خودش ببینیه و یا اون جایی که روابط کاری خوب یه خانوم و آقا، برای همسر محترم اون آقاهه سو برداشت ایجاد می کنه که حتما قحطی مرد شده و همه عاشق شوهر ایشون هستن!

در کل دخترا برای رسیدن به موقعیت مشابه باید تلاش بیشتری بکنند! حالا اگه بعد از هفت خان رستم موفق هم شدن، باز هم متهمن که با عشوه و غمزه به این جا رسیدن و هیچی بارشون نیست!

می دونم قسمت های زیادی از این نوشته، حکم تف سر بالا رو داره. اما اگه واقع بینانه به داستان نگاه کنیم شاید سریعتر بشه مشکل رو حل کرد. هر کدوم می دونیم کجا داریم اشتباه می کنیم و برای داشتن دنیای بهتر باید اشتباهات کمتری داشته باشیم!

به امید روزی که دنیا تو نگاه اول من رو یک انسان با تمام حقوق انسانیم ببینه نه یه دختر!

۲۶ نظر

  • عسل عزیز بسیار زیبا بود.متاسفانه تمامی حرفهایی رو که زدی بنده هم در جامعه دانشگاه و محیط کاری دیده ام و میبینم.یعنی هممون میبینیم.مشکل اصلی از فرهنگ اشتباه جامعه ما ایرانیاست.مثلا مریسا مایر تو یاهو زمانی که مدیرعامل شد یادمه حامله بود و با همون تیر آخر بقول تو بازم مدیر یکی از بزرگترین شرکتهای دنیا شد.باید از خودمون شروع کنیم و دخترای جامعه رو باور کنیم و کمک کنیم تا فرهنگ ایران تغییر کنه و این اتفاقا با همین فناوری اطلاعات و تکنولوژی های ارتباطی عصر حاضر امکان پذیره و لا غیر.
    به امید آینده ایی روشن
    مانا باشید دختر سخت کوش کشورم ایران

    پاسخ
    • ممنونم. دقیقا همین طوره.
      مرسی که وقت گذاشتید و به امید روزهای قشنگ تر در پیش رو : )

      پاسخ
  • پستت کاملا درست و جالب بود عسل جان
    نمونه هایی مثل اخلاق وشخصیت تو رو من زیاد دور و اطرافم دیدم و البته خودمم تقریبا همین افکار و عقاید رو دارم
    مثال هایی که زدی رو نه دقبقا ولی مشابهش رو دیدم
    متاسفانه جامعه مرد سالار ایران به زن و دختر به چشم ابراز نگاه میکنه و بد تر از اون اینه که همه ماهم باورمون شده که در آخر باد در اختیار یک مرد باشیم…
    خوشحالم که بالاخره می بینم که کسی داره این مشکلات رو بررسی و اطلاع رسانی میکنه واست آرزوی موفقیت میکنم

    پاسخ
    • ممنون. خوش حالم که دارم با کسانی که هم فکر و هم عقیده ام هستن آشنا بشم مثل شما، پریسای عزیز : )

      پاسخ
  • جداً زیبا و کامل نوشتی، درسته من پسرم و مشکلات شما رو ندارم ولی با یه نگاه کامل به اطراف راحت می‌شه این مسائل رو دید. من همچین مشکلی نداشته باشم بالاخره خواهرم که داره! حداقل به خاطر خواهرم هم که شده باید سعی کنم طوری نباشم که دیگران هم اذیت بشن. امّا حیف که دوستان دیگه فقط به فکر امروز خودشون هستن 🙁
    آرزوی موفقیت دارم براتون.

    پاسخ
  • خلیل رضوی

    سلام خانم راد

    ما شرکت کاریار و مجموعه کارستان رو دقیقا برای همین منظور راه اندازی کردیم

    اگه مایل بودین تشریف بیارین شرکت، فرم پرکنین در خدمتتون باشیم.

    http://www.karestan.info

    پاسخ
    • سلام
      من ارتباط فرمایشات شما رو با پست خودم متوجه نشدم.
      فرم پر کنم؟!

      پاسخ
    • جناب مهندس رضوی پیشنهاد میکنم مطالب قبلی وبلاگ خانم مهندس راد رو هم مطالعه بفرمایید. فکر کنم کامل متوجه بشید که ایشون کجا و روی چه موضوعی دارن فعالیت میکنن!

      پاسخ
  • سلام عسل جان.

    خوشحالم که همیشه پیشرفت هاتو میبینم و این هم علت اصلیش نوع تفکرته که با اکثر دخترا فرق داره. من همیشه خانم هایی که مثل تو فکر میکنن رو ستایش میکنم.
    امیدوارم همیشه موفق باشی.

    پاسخ
  • شما قلم توانایی دارین و مطلب را از دید خودتون خیلی خوب تحلیل کردین.
    اما از نظر بسیاری از پسرها (شاید کم باشن ولی باز هم هستند) دختر یا پسر بودن اصلا فرق نمیکنه و مهم اینه که توی رابطه ای که وجود داره حالا مثلا همکار برنامه نویس یا طراح وب یا فروش یا بازاریابی ،‌ طرف کارش را به خوبی انجام بده و نتیجه کار مثب باشه. اتفاقا در برخی جنبه های کار یک خانم میتونه به شدت در تسریع روند پروژه در بخش های مختلفش موثر باشه.
    البته مشکل فرهنگی در جامعه ما بسیار زیاده و این خود خانم ها هستند که باید بر این مشکلات غلبه کنند و بسیاری هم فائق اومدند و بسیار موفق هستند.

    پاسخ
    • ممنونم. هیچ وقت نمیشه مطلق در مورد یه جامعه حرف زد و حق با شماست که استثناهایی هم وجود دارن.
      حل این مشکل به مشارکت تمام افراد بستگی داره و امید که روزی این اتفاق بیوفته.

      پاسخ
  • مطلب خوبی بود

    پاسخ
  • امین ضیا

    انشالله خداوند شما را از گزند احمق ها مصون نگه دارد.
    آرزوی موفقیت روزافزون شما را از خداوند متعال خواستاریم.

    پاسخ
  • درسته که خیلی مواردی که گفتین درسته اما یه نکته ظریف تو این نوشته وجود داره و اونم ” منم “‌گفتن شماست … اینکه بعضیا به فکر مد و فشن و …. هستند علایق شخصیشونه شما حق ندارید بگین که این بده و چون شما در اون شرایط تشریف بردین با پسرا حرف زدین کار درست رو شما انجام دادین یا اینکه الان دارید این جلسه و اون گپ میرید شما بهترید شاید شما دارید راه اشتباه رو میرید!!!
    درسته که نکاتی که گفته شد مشکلات جامعه امروز بود اما بیشتر این پست رو درراستای خودستایی خودتون دیدم و بس…
    پ ن :‌ دختر هستم و شاغل

    پاسخ
    • به هر حال هر کس این اختیار رو داره که هر برداشتی از متن من داشته باشه.
      این جا وبلاگ شخصی منه و قرار هست درباره من و افکار من نوشته بشه.
      این افکار ممکنه از نظر شما اشتباه باشه که به عنوان یه دختر شاغل می تونید بهشون عمل نکنید.
      براتون آرزوی موفقیت می کنم.

      پاسخ
  • مهدی علیپور

    من اومدم کامنت بذارم کامنت جناب رضوی داغونم کرد.
    راستش نمیدونم چی بگم. همه ی حرفات درسته. نمونه ی دخترهایی که مثال زدی رو چهار سال توی دانشگاه دیدم. شاید بتونم بگم اکثرشون خودشون نمیخواستن یه تکونی بخورن و خیلی وقتها اینکه جامعه دچار مشکلات فرهنگی هست رو بهانه می کنن. به نظر من باید دخترا خودشون بخوان و تلاش بکنن تا جامعه باورشون کنه. وگرنه وضعیت همینیه که هست. البته مشکلات فرهنگی هم که جای خود داره و متاسفانه خیلی جای بدی داریم زندگی میکنیم.

    پاسخ
    • حرفت دقیقا درسته. هم ما دخترا باید تلاش کنیم هم فرهنگ جامعه باید اصلاح بشه که منوط به تغییر نگرش و رفتار تک تک افرادشه.

      پاسخ
  • فاطمه رحیمی

    با کلیات متن شما کاملا موافقم مخصوصا دیدگاه اطرافیان نسبت به دخترها
    اما من هم نسبت به پاراگراف سوم و بعضی نکات نوشتتون حس بدی پیدا کردم، وقتی شما تو یه جمع دخترونه هستین و می بینین دارن حرفهای نامربوطی می زنن خیلی راحت میتونین بحث رو عوض کنین نه این که بگین دخترا اینطورین ، پس برم تو جمع پسرا اونها خوبن. هر چیزی جای خودش رو داره، همون طور که واسه پسرا حرف زدن از فوتبال و ورزش لذت بخشه تو جمع دخترا هم حرف زدن از مد و غیره… شاید شما سلیقتون به پسرها نزدیکه و این به این معنی نیست که شما خوبید.
    وقتی یک دختر متن شما رو میخونه این حس بهش منتقل میشه که من بین دخترها متفاوتم و این اصلا حس خوبی نیست.

    پاسخ
    • فاطمه ی عزیز،
      من هر چی پاراگراف سوم نوشته ی خودم رو می خونم متوجه نمیشم کجا گفتم من خوبم؟!
      صرفا نظر شخصی منه و احساسی که تو جمع های خانوادگی داشتم و شاید حتی هنوزم دارم.
      متاسفانه دخترایی با طرز فکر من کم هستن و من نه می خوام و نه حتی شاید بتونم همه رو مجاب کنم که راجع به مسائل دیگه ای که علاقه ای ندارن صحبت کنن. پس عاقلانه ترین کار این که من هم به علایقم بپردازم.
      این پست برای نقد وضعیت جامعه است و کاش به جای دقت کردن به نقش من به کلیت بیشتر توجه کنیم : )
      موفق باشی

      پاسخ
  • مطلبتون رو خوندم ، بسیار عالی بود ، شخصا هیچوقت چنین دیدی نداشتم تا حالا ، البته با کم و کیف مشکلات دختر خانم ها دوراور آشنا بودم. بهر حال شاید در این جامعه و در این عصر رسیدن به چالش های درونی نیازمند صرف وقت و انرژی بیشتر از جانب دختر خانم ها باشد و البته توام با خواست و باور درونی.

    پاسخ
    • عسل راد

      ممنون از این که وقت گذاشتید،
      خوش حالم که شما همچین دیدی ندارید و امیدوارم که افرادی مثل شما در جامعه بیشتر باشن.

      پاسخ
  • میرهادی خطیبی

    رد کردن خطوط قرمز روزهای ابتدایی در جامعه خیلی سخته،در تیررس شایعات و انتقاد ها گاهی حتی توهین ها قرارمیگیری اما به جان خریدن این مسائل برای افرادی که به نام پیشرو از آنها یاد میکنم مزایای بسیاری برای فرهنگ جامعه و حتی اقتصاد و….داره ،پیشروها راه بازکن هستند،جرقه ساز(ایده) هستند،اولین هستند ،رهرو ها که می آیند مدیون پیشرو ها هستند و تغییر فرهنگ از این جا شروع میشود
    موفق باشید

    پاسخ

نظر بدهید