گفتگوی تمدن ها، انتخاب مشارکت برای پیشرفت

شاید این نوشته رو با عنوان های خیلی درشتی شروع کرده باشم اما منظور ساده ای پشت تمام این کلمات پنهان شده و اون میل به پیشرفت و هم افزایی به جای عدوت و دشمنیه!
اون چیزی که باعث شده الان نیت کنم برای نوشتن این پست، اتفاقات مثبتی هست که در موقعیت مهره ها دیده میشه و گزینه های مشارکت که حس می کنم شاید بعد از انتشار این نوشته بتونن خلق بشن. به هر حال…

دوست دارم موضوع را با یه فلاش بک به گذشته شروع کنم. روزهای اولی بود که من به تبریز اومده بودم و برنامه‌هایی رو برای شروع کار در نظر داشتم. شاید بارها به تبریز اومده بودم اما از تبریز فقط چند تا مرکز تفریحی رو می شناختم و خونه ی اقوام! این برای شروع بیزینس هیچ کمکی نمی کرد، برای همین تحقیقات من شروع شد، به لطف پدرم تونستیم با نفرات مطرحی تو تبریز جلسه داشته باشیم و با اون ها از برنامه ای که دارم صحبت کنم و اون ها هم از شرایط بازار و آدم هایی که بازیکن های اصلی این بازی بودند برام گفتن. همه چیز تقریبا خوب بود به غیر از یه ترس! اون ها برای من از غول هایی حرف زدن که به اعتقاد اون ها شبیه پدر خوانده بالای سر صنعت آی تی ایستاده بودند و معتقد بودند نباید زیاد نزدیک این پدرخوانده ها بشم و در سایه بمونم و روزگار بگذرونم!

اما نکته جالب ماجرا این بود که نه من نه اون پدرخوانده ها، موافق این دوری و دوستی نبودیم. من برای زندگی تو سایه ساخته نشدم و اون ها هم قوی تر از چیزی بود که معرفی شده بودند. شاید دوران استفاده از قدرت برای خورد کردن دونه های ریز بازی به سر اومده. بزرگان هم فهمیده بودند که به جای صرف انرژی (حتی خیلی کم) برای از دور خارج کردن رقیب های تازه و نوپا می تونن قدرت هر چند کم این تازه نفس ها رو به بدنه قدرت خودشون اضافه کنن و برای همین بود که فضای مذاکره و گفتگو باز شد. این روزها دور از نورافکن افکار عمومی خیلی از شرکت های بزرگ و کوچیک با هم همکاری می کنن و همون طور که قبلا هم در توییتر گفتم بازی های برد-برد خلق می کنن!

ما با خصیصه هایی بزرگ میشیم که گاها نمیزاره باز فکر کنیم. بعضی وقت ها احساسات زودگذر شخصی رو به امتیازات بزرگ بازی های مشارکت محور ترجیح میدیم و شاید به همین دلیل باشه که در یک سقفی از پیشرفت محدود میشیم. اگر یه نگاه به بزرگان حوزه ی خودمون بندازیم می بینیم اون ها خیلی وقته به این نکته رسیدن. مسلما خبر همکاری برندهای تراز اول جهان رو با هم شنیدید که یکی فلان قطعه رو برای اون برند می سازه یکی فلان لایسنس رو به اون یکی برند میده و … تو ایران خودمون هم چند وقتیه خبرهای خوبی از همکاری مجموعه هایی می شنویم که شاید اگر با پیش فرض های ذهنیمون به این خبرها فکر کنیم بگیم “ای بابا… فلان شرکت که خودش می تونست تنهایی این کار رو بکنه چرا رفته با اون جا شریک شده…” اما مطمئنا قبول داریم کسانی که مجموعه هایی در اون سطح رو اداره می کنن خیلی بیشتر از ما نسبت به شرایط و توانایی های خودشون اطلاع دارن و اگه چنین تصمیماتی گرفته میشه کمی عمیق‌تر باید به مسئله فکر کنیم!

در نهایت نمی خوام بگم ما بزرگیم، ما کوچیکیم یا هر چیز دیگه. می خوام از همکاری و مشارکت حرف بزنم، از این که میشه فارغ از بحث اندازه شرکت ها و مشخصات و رزومه و … دست یاری به سمت هم دراز کرد و با مشارکت بزرگ و بزرگ‌تر شد! چه اشکالی داره اگه من تو یکی از پروژه هام وقتی می بینم کسی سرویس مورد نیاز من رو داره، به جای دوباره کاری برای خودم و تیمم از سرویس اون استفاده کنم؟! این هم منافع زیادی برای من داره هم برای طرف مقابل! چه اشکالی داره اگه من متوجه شدم در کنار نقاط قوتم، تو زمینه ی خاصی نقاط ضعف دارم و تیمی مشابه من کاملا برعکس، نیازمند نقاط قوت من و مکمل نقاط ضعف من باشه، با هم یک هدف رو پیش ببریم؟! چه اشکالی داره اگه تا دیروز رقیب بودیم و رو به روی هم ایستادیم، حالا از امروز دست به دست هم بدیم و بشیم یه قدرت واحد و بزرگ؟!

بیاید بزرگ فکر کنیم اگر می خوایم بزرگ شیم، یک در کنار یک شاید به ۱۱ نرسه اما مسلما خیلی بیشتر از ۲ خواهد بود!

1 نظر برای “گفتگوی تمدن ها، انتخاب مشارکت برای پیشرفت

  1. شهراد می‌گوید:

    نوشته جالبی بود، ممنون از توجه و نظر دقیقی که به بازار کار ایران بخصوص صنعت آی تی داشتید.
    حرف حق بود، پس جای بحث نداره و فقط کافیه بگم احسنت، دست مریزاد.
    موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *