مراقب باشیم، ایده ی بد داریم!

هر وقت صحبت در مورد ایده پیش میاد، همیشه یه سری مفاهیم کلی تو ذهنمون می چرخه. ایده ناب، ایده بکر، ایده نو، ایده ای که تا حالا کسی حتی به فکرش هم خطور نکرده و البته از اون طرف هم همیشه بحث در مورد اینه که ایده مهم نیست و اجرا کنید و به عمل کار برآید و به سخندانی نیست و این حرفا!!!

در مورد انتخاب ایده پیشنهاد می کنم این پست خوب آرش میلانی رو حتما بخونید که در مورد پیدا کردن ایده خوب و مناسب صحبت کرده و در واقع همه چیز رو گفته! من تو این پست قرار نیست راجع به ایده خوب صحبت کنم، می خوام راجع به ایده های بد صحبت کنم که همیشه به دوستانم پیشنهاد می کنم سراغش نرن!

برای وارد شدن به اصل قضیه می خوام راجع به یه سری فرضیات به توافق برسیم. اول این که رسالت ما انسان ها چیه؟! ما با هر طرز فکری و هر نگرشی، فکر می کنم با این قضیه موافق باشیم که قصد داریم دنیا رو بهتر از چیزی که تحویل گرفتیم پس بدیم. دوست داریم در ذهن انسان ها بمونه که ما کاری کردیم که هر چند کوچیک و ناچیز، اما دنیا بعد از این کار ما جای بهتر و قشنگتری برای زندگی شده!

برای این که قضیه رو روشن تر مطرح کنم، شاید به این مورد برخورده باشید که ما از خلق یه سری چیزها به شدت ناراحتیم و از خودمون می پرسیم اون شخص برای چی اینو ایجاد کرده و ای کاش نمی کرد. حتی در مواردی مشاهده شده که دعاهای غیرخیری هم برای سازنده نثار میشه.

همه ی این ها رو گفتم که وقتی به ایده ای فکر می کنیم، به این فکر کنیم دنیا با این ایده قشنگ تر از قبل هست یا نه؟! دوست داشتنی تر از قبل هست یا نه؟! واسه این که بهتر متوجه بشید چی میگم و معنی ایده های بد رو درک کنید، قضیه ۳ تا ایده ای که شنیدم رو می خوام براتون بگم اما امیدوارم صاحبان این ایده ناراحت نشن و به عمق منظورم پی ببرن!

ایده ی نوبت دهی دکترها: خیابون ۱۷ شهریور تبریز، معروف به خیابون دکترهاست. تعداد زیادی از دکترهای خوب این جا مطب دارن. یکی از شغل های کاذبی که این جا وجود داره، اینه که دست فروش های این خیابون نوبت دکترها رو خرید و فروش می کنن. در یکی از جلسات مطرح شد بیایم این نوبت دهی رو اینترنتی کنیم و بیایم واسطه این دست فروش ها و بیمارا باشیم. خب به نظر میاد این ایده یه مشکل رو حل کرده و یه بیمار می تونه بدون این که با سختی به اون جا بره نوبت بگیره اما آیا رسمیت بخشیدن به یه شغل کاذب کار درستیه؟! آیا بهتر نیست به جای این کار به فکر استفاده از الگوریتم های صف باشیم و مشکل رو از ریشه حل کنیم؟ آیا بهتر نیست نوبت دکترها رو طوری مدیریت کنیم که زمان انتظار به صفر میل کنه؟!

ایده ی فروش جزوه: در یکی از جشنواره های حمایت از ایده ها، ایده ای مطرح شد مبنی بر این که بستری داشته باشیم دانشجوها جزوه خودشون رو بزارن و تنبل ها جزوه رو بخرن. خب این هم به نظر یه ایده فوق العاده میاد که داره نیاز رو حل می کنه. اما یه لحظه به وضعیت دانشجوهای بار اومده با جزوه ها فکر کنید! داریم به کدوم سمت میریم؟! رسمیت بخشیدن به سیستم آموزشی جزوه محور؟! به بار آوردن دانشجوهای بی سواد؟! به نظر نمیاد دنیا بعد از این ایده جای قشنگ تری باشه (البته به جز برای دانشجوهای مدرک جو!)

ایده شبکه اجتماعی با تمرکز بر روی حسادت و چشم و هم چشمی: جدیدا ایده ی شبکه اجتماعی رو می بینم که ادعاهای زیادی روش مطرح میشه. این که ذاتا با ایده های شبکه اجتماعی مخالفم رو کنار میزارم و با بی طرفی ویژگی های این ایده رو بررسی می کنم. از جمله ویژگی های شبکه اجتماعی مذکور اینه که وقتی کسی چیزی می خره به همه اعلام میشه تا بتونه با اون پز بده! فقط یه سوال مطرحه، اونم این که آیا این رفتار و نگرش درستیه که ما داریم اشاعه اش میدیم؟! آیا دنیا بعد از این ایده قشنگ تر از قبله؟!

در نهایت تمام صحبتم اینه که آیا ایده ی ما یه اتفاق خوب و درست در جامعه است؟! آیا مروج یه فرهنگ درسته؟! آیا دنیا رو زیباتر کرده؟! و یا صرفا برای به دست آوردن منافع شخصی می خوایم خیلی چیزها رو نابود کنیم؟!

پی نوشت: این ها نظر شخصی منه و ممکنه اشتباه باشه اما من حق دارم تو بلاگ شخصیم راجع به نظر شخصیم صحبت کنم! پس اگر موافق نیستید تنها با یه کامنت من رو مطلع کنید.

2 نظر برای “مراقب باشیم، ایده ی بد داریم!

  1. ali می‌گوید:

    ایده ای که شمول نداشته باشه و صرفا نیاز کاذبی پوشش بده دوام نخواهد داشت‌. بهترین مثال ایده تبلیغات از طریق ایمیل بود که به خاطر رویه ای که در پیش گرفت تبدیل به معضلی به نام اسپم و هرزنامه گرفت. روزهای اول ممکنه این ایده کلی جذابیت داشت و قطعا سود قابل توجهی هم نثار صاحبانش کرد ولی به مرور زمان از چشم مخاطبان افتاد و الان جایگاهی نداره طوری که اغلب ماها پوشه اسپم نخونده پاک می کنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *